تبلیغات
☂✿★ نقـطـ ـ ـه چین تاخــدا.... ☂✿★
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

*  ایمیل شما:
*  Enter the security code shown:

ارسال خبرنامه حرفه ای
Online User
                               قابل توجه اونایی که نظر خصوصی میذارن

نظرخصوصی به این وبلاگ ممنوع میباشدنظرات خصوصی هم عمومی خواهدشد


ن : ★✿ نفس ✿★
ت : جمعه 3 شهریور 1391
        زیاد بگو "سلام بر علی" این روزها کسی در مدینه سلامش نمی کند!  عین لام
     

         
 
بسم رب الزهـــــــــــرا سلام الله علیها...


شروع میکنم...با دلی که دخیل کرده ام به......

بمیرم من...تو که ضرــــیح  نداری!! تا من بگویم دخ ــــیل کرده ام به پنجره های ضرـــیحت ...

اما دل ـــــم را باتمام سیاهی اش دخ ـــــــیل میکنم به خاک های کوچهــــ .... به درچوبی... به

... یاکه نه اصلا محکمترش میکنم آن هم با" میخ " پشتـــــــ در.....

بازهم من وجملات نقطه ای !! حرف هایت که" درد "باشد .... "درد" هایت راکه نتوانی بگویی !!!

همه ی صفحه هایت میشود " نقطه...." حتی آن ــــــــــجا که میخواهی بنویسی " خـــــــــــدا "

نقطه هایش را بیشتـــــــــر میکنی ؛ مینویسی " خـــــــــدا... "نقطه هایش... که زیاد بشوند..!!

میشود " و نحن أقرب إلیه من حــبل الورید ... " آنقدر بی تابی میکند !! که انگـــــــار تصمیم

آخرش را گرفته و میخواهد !! میخواهد !! " و نحن أقرب إلیه من حبل الورید " ...را !!بچسباند

به !!  " انا لله و انا الیه راجعون..."و خ ـــــــــتم تمام دلتنگــــــــــــــی ها را...اعلام کند!!

    بقیه درادامه مطلب

ادامه مطلب

:: مرتبط با: خدا , دردودل , حجاب+ حجاب عاشورایی , مناسبتی ,
:: برچسب‌ها: فاطمیه , حضرت زهرا , حجاب , چادر , علی , مدینه ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : یکشنبه 4 فروردین 1392
          سینه زنی برای فاطمه تنها سین دلچسبِ سفرۀ هفت سین امساله...!
                    

گاهی  دل را تاب ماندن نیست و گاهی، عمر را… و این روزهای پایانیِ آخرِ سال، انار دلِ زمستان

هم، دلتنگ رفتن است … این روزها دل من هم گرفته... و کم مانده تکه تکه شود شبیه منطقه‌ای

که هنوز "مین"  دارد (!)  دوباره سفره‌ی عید از نبودن ِتو پُر است  قبول نیست، مگر انتظار " سین"

دارد (؟)


+خوش به حال سال 91 که ماه دوازدهمش رو داره میبینه ومیره، ای کاش ماهم ماه دوازدهممون

  رو میدیدم ومیرفتیم... ای کاش...

+وقتی طنین یامقلب القلوب دلت را لرزاندوقتی آوای خوش یامدبرالیل رازمزمه کردی و یامحول

الحول
دگرگونت کردبرای ماهم بخواه ازآن بخشنده بی همتا حول حالناالی احسن الحال
را...


                                                  




:: مرتبط با: خدا , دردودل , امام زمان , مناسبتی ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : سه شنبه 29 اسفند 1391

+بنی امیه باچادرمشکل دارندمگرنمی بینی چگونه چادر از سراهل حرم می کشندعصر عاشورا؟

+ خدا حسین رابرای مرد و زینب رابرای تو آفرید!! خواهرم...میدانی که شیطان نشسته برروسری

دخترک!! و موی او را  کرده  قلاب تا شکار کند دلی را...؟؟!!


              


حضرت زینب (س) درشام خطاب به یزیدملعون  فرمودند :

ای آن کسی که جد من اسیرش کردوسپس آزادش فرمود :آیااین عدالت است که زنان وکنیزان خود

رادرپناه پرده ومکان مناسب قراردهی ولی دختران رسول خدا(ص) رادرحال اسیری به این وآن سوی

بکشانی؟وپرده وپوشش آنهاراازبین ببری وچهره هایشان رانمایان کنی؟ودشمنان آنها راشهربه شهر

ببرند وبومی وغریب به آنها چشم بدوزند ودور و نزدیک صورتهای آنها راببینند؟!

"شگفتا، حضرت زینب(س) درمیان آن همه مصایب کمرشکن که دیدبه نداشتن حجاب اشاره میکندو

آنچه اورازجر میدهد ودلش را به آتش میکشدناپوشیدگی چهره آنان ونگاه نامحرمان به ایشان است.

کجاست حضرت زینب تا ببیند دراین زمانه برخی دختران و زنان خود مایلند تادرمعرض نمایش دیگران

قرار بگیرند ... بادقت نگاه کن و ببین که حتی یزید هم به حجاب زنش حساس بود اما تو ...؟! "

( بقیه درادامه مطلب )



ادامه مطلب

:: مرتبط با: خدا , دردودل , حجاب+ حجاب عاشورایی ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عاشورایی , حسین , زینب ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : شنبه 19 اسفند 1391

بسم الله الرحمن الرحیم


  مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن

  عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیتُه وَ مَن عَلی دِیتُه وَ اَنَا دِیتُه؛

  هرکس من را طلب می‌کند می‌یابد مرا و کسی که مرا یافت می‌شناسد مرا و کسی که من را

  دوست داشت عاشق من می‌شود و کسی که عاشق من می‌شود من عاشق او می‌شوم  و

   کسی که من عاشق او بشوم ، او را می‌کشم و کسی که من او را بکشم ، خون‌بهایش بر من

  واجب است پس خون‌بهای او من هستم.

                        

  خوش به حالت حاجـــی!

  گفته بودی می خواهی همانند مولایمان حســین(ع) بی سر وارد بهشت شوی و به آرزویت

  رسیدی...29 سال قبل توبه آسمان پرکشیدی درحالیکه من هنوزبه دنیا نیامده بودم ولی خود

 نیز نمیدانم که چرا بین این همه آدم تو الگوی من شدی  شاید تو بهتر بدانی؟!  دراین مدت تو

  تنــــــها کسی بودی که همه ی حرفهایم را شنیدی . و تو هستی که تنها آرزویم را میدانی .

 شهادتتــــــ مبارک.

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------

 + غم نوشت:

 رفتـــــــن همیشه تلــــخ نیست . گاه ، رفتن‏ ها از همان آغــــاز، مؤیّد رسیدن است. پــــرپــــر

 شدن، همیشه اشـــک ‏آلود نیست؛ گاه، حماسه ه‏ای زبانزد است.

 :: وبلاگ دل نامه





:: مرتبط با: دردودل , دفاع مقدس , مناسبتی ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : پنجشنبه 17 اسفند 1391
میگفت...: بهای عشق جان ست گاهی ذره ذره گاهی  " یک جا " کاش کنار پنجره فولادت آن

هم " یک جا " باشد...

                                 

میدانم... میدانم که
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ... ولی گوشت رابیاور نزدیک تر... خدایا چقدر

نزدیکتر شده ای؟ باتمام وجودم احساست میکنم باتمام وجودخط خطی ام احساست میکنم..

معشوقم دلم را باخودت ببر به هر سو و هرکجا که میخواهی و خودت صلاح میدانی امادرسینه

تنهارهایش نکن،میترسم..میترسم ازآن زمان که زندانی شود دراین اتاق استخوانی وبه حبس

ابدمحکوم شود ووابسته دنیایت شودآنگاه دیگر نخواهم توانست رهایش سازم ...وآن وقت من

خواهم ماند بادنیایی از دلتنگی برایت ....
راستی میخواستم یه چیزی بگم نوک زبانم است به

خدا میدانمش...الان میگوییم ...چی بود؟ آهان یادم اومد میخواستم بگم
.یا غِیَاثَـــــ الْمُسْتَغِیثِینَـ..

هوای دلمان راداشته باش....خدایا خواستم آهی بکشم،شاید سبک گردد دلم ...پشت دستی

آمد و راه آهم را گرفت.
..               (بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب

:: مرتبط با: خدا , دردودل , امام زمان ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : سه شنبه 8 اسفند 1391
+   قرص می خوردم ولی بیماری ام بهتر نشد پرسیدن به موقع می خوری؟ جوابم " نه" بود

  گفتند علت این است... تازه فهمیده بودم چرا نمازم مانع فساد و فحشا نیست! به موقع

  نمی خواندم نماز را!...

+خدایا ببخش مرا كه غایب همیشگی قرار هایمان منم...و حاضر همیشگی تو!!!....


                 

خب! این دفعه می خوام در مورد یه قرار با هم صحبت کنیم اونم یه قرارعاشقی
...هر کدوم ما وقتی که

با یه شخص مهمی قرار ملاقات داریم، از دو ساعت قبلش حاضر می شیم، خودمون رو مرتب می کنیم،

تمرین می کنیم که چی می خوایم بگیم، و حتی نیم ساعت زود تر از وقت قرار هم در محل تعیین شده
 
حاضر می شیم تا راس ساعت مقرر خدمت برسیم.
خوب که تو زندگیمون رو بگردیم و نگاه کنیم میبینیم

هر روز سر یه ساعت مشخصی با یه شخصیت مهمی، که خیلی مهمه قرار داریم.
کسی که به من و تو

عزت داده.
کسی که به من و تو سلامتی داده.کسی که به من و تو خیلی چیزا داده.ما هر وقت هر کی

محبتی در حقمون بکنه تا عمر داریم یادمون میمونه و از هر فرصتی استفاده می کنیم تا جبران کنیم.
حالا

یکی که تو زندگی این همه به ما محبت کرده دوراز انصافه که جواب محبتش رو ندیم.
اون شخص توی یک

شبانه روز فقط وفقط به چنددقیقه راضیه
یه ساعت عاشقی مشخص کرده که تواون ساعت منتظرمن و

توست ....
اره اون شخص ... (بقیه درادامه مطلب)

ادامه مطلب

:: مرتبط با: خدا , دردودل ,
:: برچسب‌ها: نماز , خدا , دردودل , خلف وعده , قرارعاشقی , عشقم ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : جمعه 4 اسفند 1391

کاش میدانستی دلتنگ حدیث رفتنم ...!! آنگاه دیگر نمی پرسیدی " حالت " چطور است...؟؟

می پرسیدی " بالت " چطوراست...؟؟ ومن اکنون خسته ام ...دیگر نگو ...""...کنون صبر...."


                               


چشمام رو باز کردم. صبح شده بود. آفتاب کاملا بالا اومده بود؛ اما ساعت ۵:۳۰ رو نشون می‌داد.

سعی کردم یه کم دیگه بخوابم چشمام روبستم،خوابم نمی‌برد دوباره به ساعت نگاه کردم هنوز

۵:۳۰ بود متوجه ثانیه شمارش شدم سر جاش وایستاده بود و هر یک ثانیه یک‌ بار تکون خفیفی

می‌خورد.داشت برای حرکتی به اندازه‌ی یک ثانیه،تقلا می‌کرد؛ ولی توان لازم رو نداشت باطریش

خالی کرده بودساعت روبرداشتم،یه نگاه به ثانیه شمارش که انگارداشت جون میداد کردم باطری

رو با گوشه‌ی ناخنم بیرون آوردم و گفتم :  « بیا! بیا که دیگه کاری ازت نمیاد! دیگه تموم شدی! »

ناخواسته یادم افتاد به وقتی که بیرونم می کشن و میگن : بیا! بیا که دیگه وقتت تمومه..فقط

امیدوارم که توی اون لحظه برای یک ثانیه موندن تقلا نکنم. چون همیشه دوست داشتم روزی

قبل از آنکه "آن روز .."برسد" خوابیدن درآنجا " روتجربه کنم ...." قبـــــر..." رامیگوییم...بدجورهوایم

رادارد...!!میگویندروزی " پنج بار... "صدایم میکندکاش اولین شبی که مهمانش میشویم ...!!به من

نگوید که  " دلت را به دنیا باختـــــــــی ...!!!".وهیچ وقت فکر نکردی که همین نفسی که داری

میکشی میتونه آخریش باشه....چون دنیامث ایستگاه اتوبوسه ومرگ هرلحظه ممکنه ازراه برسه

پس به ایستگاه دل نبند....


+ ندانستی که درآن هیاهوی بغض وسکوت دلتنگ توام...میدانم که میدانی...راستی یادت نرود

بگویی روی سنگ قبرم بنویسند ... " دلتنگ خدا " بود... همین ودیگر هیچ....!!!

________________________________________________________________________________________

+ وبلاگ نقطه سرخط

 این روزهاهمه پزمخاطب خاصشونو میدن منم گفتم چراندم؟مخاطب خاص من خیلی تکه اصلا
 تودنیافقط یدونست چندین بار رابطم باهاش بهم خورده اما با بزرگواری منو بخشیده هزاران بار
 رنجوندمش اماهیچی بهم نگفته هروقت اراده کنم دردسترسه هروقت باهاش تنهامیشم کلی
 حال میکنم
همیشه هم بهش گفتم ازت ممنونم که تو مخاطب خاص منی خــــدا جونم




:: مرتبط با: خدا , دردودل ,
:: برچسب‌ها: قیامت , دلتنگ , خدا , دردودل , دل , درد , نفس , آخرت ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : جمعه 27 بهمن 1391