تبلیغات
☂✿★ نقـطـ ـ ـه چین تاخــدا.... ☂✿★ - :: عشق کوچولو ::
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

*  ایمیل شما:
*  Enter the security code shown:

ارسال خبرنامه حرفه ای
Online User

مردی دختر سه ساله ای داشت . روزی به خانه آمد دید دختر سه ساله اش گران ترین کاغذ کادوی کتابخانه اش را برای زینت یک جعبه کودکانه هدر داده است .
مرد بسیار عصبانی شد و دختر کوچکش را تنبیه کرد. دختر هم با گریه به بستر رفت و خوابید.

روز بعد وقتی که مرد از خواب بلند شد دید که دخترش بالای سرش نشسته و می خواهد این جعبه را به او هدیه بدهد و مرد تازه متوجه شد که امروز روز تولد اوست و دخترش کاغذ را برای کادوی تولد او مصرف کرده است.با شرمندگی دختر کوچکش را بوسید و جعبه را از او گرفت و باز کرد.

اما متوجه شد که جعبه خالیست .دوباره مرد عصبانی شد و کودک را تنبیه کرد وکتکش زد.
اما کودک درحالی که گریه می کرد به پدرش گفت که من هزاران هزار بوسه داخل آن جعبه ریخته بودم و تو آنها را ندیدی.بعد باهمان چشمای گریون پدرش رابوسیدوسرش رابر پاهای پدرگذاشت وتاهمیشه به خواب کودکانه ناز رفت

مرد دوباره شرمنده شدوتاپایان عمر جعبه را به همراه داشت و هرقت آن را باز می کردآرامش پیدا می کرد.

                          

                                       امروز حرف حقیقت را باور می کنی ... 
                   اما افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده

                 

 

سلام دوستان راستی امروز 15مرداد تولد دوست عزیزم مریم جونی(مهندس مریم)کوچولوی خودمون هستش ازهمین جا بهش تبریک میگم وبهش میگم که خیلی دوستت دارم مریمی تولدت مبارک انشالله120 ساله شی .....اینم یه هدیه ازطرف من...اینم یه بوسسسس واسه مریمی عسیسم که خیلی دوسش دارم  مریم جونم به یادت هستم بی هیچ بهانه ای، شاید دوست داشتن همین باشد.عاااااشقتم عزیزم     






:: مرتبط با: دردودل ,
:: برچسب‌ها: عشق.پدر.گریه.کودک ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
نمایش نظرات 1 تا 30