تبلیغات
☂✿★ نقـطـ ـ ـه چین تاخــدا.... ☂✿★ - :: آه نوشت ::
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

*  ایمیل شما:
*  Enter the security code shown:

ارسال خبرنامه حرفه ای
Online User

مانده بود چه بگوید.....حرفی برای گفتن نداشت از خجالت سرش را پائین انداخته بود و اشک

می ریخت چاره ای نبود...دو دستی امانتی راتحویل دادوگفت:شرمنده ! امانتدار خوبی نبودم

پهلویش شکست......   

                                                       


                                                    

خدایم..... 

گیج شده ام! به معنای واقعی،احساس می کنم اکسیژن نفس کشیدن کم شده... خیلی کم!

و کار دنیا همین است.. یک روز خوشحالِ خوشحالی و بی دغدغه سپری می شود؛ و روز دیگر

همه چیزدست به دست هم میدهد برای گیج کردنت؛ برای اینکه گم شوی، و از درستی راهت

خبر نداری! اصلا نمی دانی قدم هایت را کجا می گذاری که بخواهی بدانی درست است یا نه؟

ودرتاریکی مردمان بددل ویاوه گو نمی توانی جلوی پایت را ببینی قدم از قدم مشخص نمیشود

و چاه ازراه! چنین وقت هایی که اینگونه ام،مثل الان که دارم این سطرها را برایت رقم می زنم،

وقت هایی که ازدردها خسته ام ومیخواهم برای پنج دقیقه هم که شده به دنیا بگویم بایست!

بگذار احساس هوایی بخورد،بگذار چند روزی حالم خوب باشد؛بعد آوارِ مصیبت ها را روی سرم

خراب کن و خوشی های ساده را از دلم بگیر...ولی بعد؛ ....      بقیه درادامه مطلب

 ولی بعد ..... فکرم سمت این می رود که این دردها

از ابتدای زندگی با من بوده؛خواست تومهربان بی همتایم،ومن؛حکمت درکاربرایم مهم نیست؛

چون میدانم تو جز خوبی برایم نمی خواهی ولی وظیفه ی من دراین روزها ؛ باید جلوی دردها

قد علم کنم و بگویم: ده سال هم که طول بکشد خسته نمی شوم از این مبارزه... و من راهی

میکنمشان که بروند؛ زودِ زودِ زود... قول می دهم خدایم! و باید خوبِ خوب یادم باشد این روزها

گذشتنی است... اینکه این چند صباحی که اینجاییم را بگذار؛ بدون دغدغه برای هم باشیم، با

هم... تا زمانی که پیشت می آیم با تمام خجالتم ، با همه ی شرمندگی ام از روی تو مهربان!!

در مجاورتت باشم ! تو از من راضی و من از تو! و همین برایم کافیست... باور کن خدایم! و یادم

نرود تشکر! ازتو که با بی نظیری و حوصله ی هر چه تمام تر مرا آگاه نمودی... و عاقبتم را به تو

واگذار می کنم توانای با درایت... و با کمکت امید دارم که در این جنگ پیروز شوم و رستگار!...


+خدایابودنت خنکای دستمال خیسی‌ست بر پیشانی داغ‌دارم.....

+ خدایا پشتم به تو گرم است گمان نکنی به تو پشت کرده ام...!  




:: مرتبط با: خدا , دردودل ,
:: برچسب‌ها: خدا , دردودل , نقطه چین تاخدا , دلتنگی , بیزار , بی وفا ,
ن : ★✿ نفس ✿★
ت : پنجشنبه 22 فروردین 1392
نمایش نظرات 1 تا 30